سن پترزبورگ

 

سن پترزبورگ با بیش از 5 میلیون جمعیت بزرگترین شهر شمالی دنیا می باشد. شهر سن پترزبورگ حدود 300 سال پیش به دستور تزار روسیه “پتر کبیر” ساخته شد. شهری کاملا اروپایی که به علت وجود مراکز متعدد فرهنگی و هنری به پایتخت فرهنگی اروپا معروف می باشد. رودخانه زیبای نوا در سراسر شهر جریان دارد و شهر را به بیش از 40 جزیره تقسیم کره است، به همین علت به این شهر لقب ونیز شمالی داده شده است. پدیده شگفت انگیز “شبهای سفید” که هر ساله در تابستان پدید می آید خصوصیت منحصر به فردی به این شهر بخشیده است.

در جای جای این شهر می توان آثار و رد پای تزارهای روسیه را دید. شهر سن پترزبورگ در اوج شکوفایی و قدرت تزاری روسیه، پایتخت این کشور بود و به خوبی عظمت امپراتوری روسیه را به نمایش می گذارد. هر ساختمان و بنای این شهر تاریخ خاص خود را دارد. به همین خاطر به این شهر لقب موزه سر باز داده شده. در این شهر بود که سرنوشت جنگ جهانی دوم رقم خورد. این شهر که در آن زمان لنینگراد نامیده می شد، حدود 3 سال تحت محاصره نازیها بود اما افتخاری برای روسیه است که این شهر با مقاومت زیاد و با از دست دادن یک و نیم میلیون از جمعیت خود در این محاصره، تا لحظه آخر مقاومت کرد و شهر را به دشمن وا نگذاشت. سن پترزبورگ نماد کاملی از فراز و نشیب تاریخ 300 ساله اخیر روسیه است.

دیدنی های سن پترزبورگ

موزه ارمیتاژ

موزه ارمیتاز (هرمیتاز، آرمیتاژ) یکی از بزرگترین موزه های دنیا است که بیش از 3 میلیون اثر هنری از سراسر دنیا را در خود جای داده است. موزه ای با آثاری شگفت انگیز که برای دیدن کامل آن به بیش از 10 سال زمان نیاز داریم. ساختمان مرکزی این موزه در قصر زمستانی تزار قرار دارد. از نقاشی های داوینچی و رامبرانت تا مجسمه میکل آنژ و فرش پازیریک را می توان در آن به نظاره نشست. یک مجموعه کم نظیر در جهان.

کلیسای اسحاق: کلیسای اسحاق یکی از بزرگترین و در عین حال زیبا ترین کلیسا های دنیا، در فاصله کمی از موزه ارمیتاژ قرار دارد. این کلیسا که بیش از 100 متر ارتفاع دارد از نقاط مختلف شهر قابل رویت است. کلیسای اسحاق در میدان اسحاق قرار دارد که در یک سمت آن مجسمه نیلکای اول و در سمت دیگر آن مجسمه پتر کبیر (یکی از سمبل های شهر سن پترزبورگ) واقع است.

خیابان نوسکی: خیابان نوسکی به عنوان قدیمی ترین خیابان شهر سن پترزبورگ در مرکز این شهر واقع است. این خیابان از محل ناوگان نیروی دریایی شروع و تا میدان الکساندر نوسکی امتداد دارد. این خیابان می تواند مکان مناسبی باشد برای قدم زدن شامگاهی و لذت بردن از هوای مطبوع و زیبایی مسحور کننده این شهر رویایی. کلیسای معروف کازان که یکی از کلسیاهای فعال و زیبای این شهر است و یاد آور نبردهای روسیه و ناپلئون بناپارت است در حاشیه این خیابان قرار دارد. از دیگر نقاط دیدنی در این خیابان می توان به مجسمه رام شدن اسب، فروشگاه گالریا و میدان قیام اشاره کرد.

کلیسای خون ریخته: با فاصله کمی از خیابان نوسکی و درست در مقابل کلیسای کازان، کلیسای عیسی منجی یا خون ریخته قرار دارد. این کلیسا با گنبدهای رنگارنگ آن که به سبک معماری روسی ساخته شده چم انداز بسیار زیبایی دارد. این کلیسا به یاد الکساندر دوم ساخته شد. علت نامگذاری آن هم این است که تزار الکساندر دوم در این محل ترور شد. از نکات جالب این کلیسای می توان به نقش اعداد 1 و 8 در این کلیسا اشاره کرد. تزار الکساندر دوم در سال 1818 به دنیا آمد و در سال 1881 کشته شد، ارتفاع کلیسا 81 متر است. این کلیسا دارای 8 کنبد پیازی و یک گنبد سوزنی است.

قلعه پتر و پاول: قلعه پتر و پاول که به قلعه خرگوشها هم معروف است درست در مرکز شهر سن پترزبورگ قرار دارد. این قلعه اولین بنای شهر سن پترزبورگ می باشد که در سال 1703 به دستور پتر کبیر ساخته شد. در داخل این قلعه که قطر دیوارهای آن به بیش از 20 متر می رسد، کلیسایی به همین نام قرار دارد. این کلیسا که مرتفع ترین ساختان قدیمی شهر سن پترزبورگ است 127 متر ارتفاع دارد. کلیسای پتر و پاول محل دفن چند تن از تزارهای معروف روسیه از جمله: پتر کبیر، کاترین کبیر، الیزابت، الکساندر…

شبهای سفید: به علت موقعیت منحصر به فرد شهر سن پترزبورگ همه ساله در فصل تابستان شاهده پدیده طبیعی شگفت انگیزی هستیم که به شبهای سفید معروف است. در فصل تابستان عملا در شهر سن پترزبورگ شب وجود ندارد و فقط در ساعات خاصی (بین ساعت 11 شب تا 2 صبح) هوا کمی تاریک و به اصطلاح گرگ و میش می شود. گشت شبانه کشتی بر روی رودخانه نوا و مشاهده باز و بسته شدن پلهای متحرک شهر در این فصل می تواند خاطره ای فراموش نشدنی را برای شما خلق نماید.

پترگوف: در فاصله 20 کیلومتر از مرکز شهر مجموعه شگفت انگیزی وجود دارد که به فواره های پترگوف معروف است. این مجموعه که در یک باغ بسیار بزرگ واقع است با قصرهای زیبا و فواره های چشم نواز آن را به جرات می توان یکی از زیبا ترین دیدنی های دنیا نامید. انعکاس نور خورشید در آسمان آبی بر روی مجسمه های طلایی و نبرد آن با آب، صحنه فوق العاده ای را به نمایش می گذارد. فواره هایی که ارتفاع بعضی از آنها تا 15 متر هم میرسد و شگفت آنکه بدون پمپ و فقط با استفاده از اختلاف سطح به این زیبایی عمل می کنند. چشم انداز فوق العاده خلیج فنلاند این زیبایی را دو چندان می کند.

توضیح در باره تمام دیدنی های شهر سن پترزبورگ در این مبحث نمی گنجد. به همین علت ناچار چند مورد از دیدنی های معروف دیگر این شهر را نام برده و از توضیح در باره آن صرف نظر می کنیم: باغ تابستانی، قصر یوسف، پارک کاترین، کاخ تابستانی، کاخ پاول، قلعه میخایل، موزه روسیه، مارینسکی تاتر، موزه ادیان…


آثار موزه ارمیتاژ

ارمیتاژ برگرفته از کلمه فرانسوی است و در لغت به معنی خلوت گاه یا گوشه خلوت می باشد که اشاره به خلوت گاه کاترینای کبیر دارد.
موزه دولتی ارمیتاژ (هرمیتاژ-آرمیتاژ) یکی از بزرگترین موزه های هنری دنیا به شمار می آید. اولین مجموعه این موزه 317 اثر هنری بود که توسط کاترینای دوم (کاترینای کبیر) در سال 1764 خریداری گردید. این مجموعه در ساختمان “ارمیتاژ کوچک” نگهداری می شد. به همین خاطر بعدها موزه به همین نام (موزه ارمتیاژ) نامگذاری شد. در سال 1852 این مجموعه رسما تحت عنوان “ارمیتاژ امپراتور” برای بازدید عموم افتتاح گردید.البته باید در نظر داشت که منظور از عموم، افراد خاص به غیر از خانواده سلطنی بوده. مردم عادی اجازه بازدید نداشته اند. حتی مشاهیری مانند “پوشکین” نیز بعد از کسب توصیه نامه(!) می توانستند از موزه بازدید کنند. در حال حاظر بخش اصلی موزه ارمتیاز در 5 ساختمان در کنار رودخانه “نوا” در شهر سن پترزبوگ (سن پتر بورگ) قرار دارد که معروفترین آنها کاخ زمستانی (محل اقامت پادشاهان خانواده “رمانوف ها”، آخرین خانواده سلطنتی روسیه) می باشد. در مجموع حدود 3 میلیون اثر هنری از دوران عصر حجر تا به امروز در این موزه نهگداری می شود. البته به جز ساختمان های اصلی، موزه ارمیتاژ شعب دیگیری نیز در داخل و خارج از روسیه دارد. از جمله در شهرهای لندن، آمستردام و لاس و گاس.
یکی از نکات جالب در مورد موزه ارمیتاژ گربه های این موزه می باشند. گربه یکی از بخشهای جدا نشدنی تاریخ موزه ارمیتاژ است. در زمان کاترینای کبیر برای خلاص شدن از شر موشهایی که به آثار مجموعه آسیب می رساندند تعدادی گربه در مجموعه رها شد. البته در کنار این گربه های عافت کش (!) گربه یکی از حیوانات مورد علاقه کاترینا کبیر ( و البته اکثر مردم روسیه از گذشته تا به حال) بود. برای مثال یکی از هدیه های محبوب روز تولد شاهزاده ها گربه بود. در زمان محاصره شهر سن پتربورگ (لنین گراد) تقریبا تمام گربه های این شهر از بین رفتن. بعد از پایان جنگ، دو واگن گربه به شهر پتربورگ وارد شد که بخشی از آن به موزه ارمتیاژ داده شد. در حال حاظر در زیر زمین ارمیتاژ حدود 70 گربه نگهداری می شود که به آنها لقب ارتش کوچک سیبیلو ها داده شده 😄 هر کدام از این سربازان فداکار شناسنامه و کارت سلامت دارند و حتی محل اقامت رسمی و ظرف غذا خوری مخصوص به خود دارند. خوابگاه آنها هر روز نظافت می شود و حتی کسی بدون کاور کفش اجازه ورود ندارد. اگر گربه جدیدی به مجموعه اضافه شود. در ابتدا بعد از نامگذاری و صدور شناسنامه، مراقبت های پزشکی صورت می گیرد و بعد از گذراندن مدت مقرر در قرنطینه اجازه ورود به مجموعه را پیدا میکند.


صحنه عشق بازی
صحنه عشق بازی

صحنه عشق بازی (سال 1524-1525 میلادی)
نقاش: جولیو رومانو (ایتالیا)
ابعاد: 337*163 سانتیمتر
این اثر در زمان کاترینای کبیر خریداری شده است.. تصویر زنی را نشان می دهد که دستی به گردن مرد دارد (در پیرامون دست دوم زن (در زمان کاترینای کبیر) تغییراتی صورت گرفته است). از نکات قابل تامل در تصویر می توان به پیرزن در گوشه سمت راست به همراه سگ ، گربه پایین تخت و تصویر “ساتیر” بر روی بدنه تخت اشاره کرد. بعضی معتقدند که این تصویر صحنه خیانت را نشان میدهد. یکی از جالب ترین برداشت ها از این تصویر این است که این صحنه بازگو کننده داستان ” پائولو و فرانچسکا” می باشد:
این داستان در سرود پنجم کتاب دوزخ از کمدی الهی، نقل شده است که به عقیده بسیاری، از زیباترین سرودهای این کتاب است، که در آن جملاتی معروفی وجود دارد، به عنوان مثال جمله “هیچ دردی بدتر از خاطراتی شیرین در روزهای اندوه و ماتم نیست”.
در این سرود دانته به دایره دوم جهنم که شهوت‌رانان مجازات می شوند، وارد می شود. اینجا ارواح عشاق معروف تاریخ هم هستند که طوفان جهنمی او را به اطراف پرت می‌کند. دانته ارواح دو عاشق معروف یعنی فرانچسکا و پائولو رو می‌بیند و از آنها می‌خواهد که داستان زندگیشان را شرح بدهند.
این داستان سال ۱۲۸۵ میلادی در فلورانس اتفاق افتاده. پائولو جوان خوش سیمایی بوده که به نیابت از برادر زشتش به خواستگاری فرانچسکا میرود. فرانچسکا به خیال اینکه خواستگار خود پائولو هست، به سرعت موافقت می‌کند و وقتی متوجه اشتباهش می‌شود که دیگر خیلی دیر شده است.
بعد از چند سال یک بار این دو در حال خواندن یک کتاب عاشقانه بودند. در این کتاب آرتور شاه، یکی از شوالیه های قهرمانش به نام لانسلو را به خواستگاری دختری به نام گینی می‌فرستد. دختر هم به خیال اینکه این شخص خود شاه است موافقت می‌کند و خیلی دیر پی به اشتباهش می‌برد.
بعدها این دو به گونه ای دلباخته هم میشوند که آوازه اش به گوش آرتور شاه هم می‌رسد. آرتور دختره را به صومعه ای میفرستد تا تارک دنیا شود، اما درد عشق او را ضعیف می‌کند تا خودش هم در یک نبرد کشته می شود.
فرانچسکا و پائولو با خواندن این داستان که شباهت عجیبی به سرنوشت خودشان داشته، به هم نگاه می‌کنند، تا اینکه پائولو بوسه ای از فرانچسکا می‌گیرد، در همین اوضاع و احوال شوهر فرانچسکا سر می‌رسد و با شمشیر هر دوآنها را به قتل می‌ رساند.
که در این نقاشی از تصویر سمت راست (شبیه پیر زن کریه المنظر) به عنوان شوهر دختر یاد شده که در حال باز کردن در می باشد.


سباستین مقدس photo_2018-12-27_11-09-04

سباستین مقدس
تصویر اول:
نقاش: پیترو پروجینو (نقاش ایتالیایی) نام نقاش روی تیر بر گردن سباستین با رنگ طلایی نوشته شده است.
تاریخ خلق اثر: 1493-1494 میلادی
ابعاد: 53.8*39.5 سانتیمتر
تصویر دوم:
نقاش: تیسین (نقاش ایتالیای قرن شانزدهم میلادی)
تاریخ اثر: حدود 1570 میلادی
ابعاد: 210*115.5 سانتیمتر
تصویر سوم:
نقاش: برناردینو لوئینی (نقاش ایتالیایی)
این اثر در سال 1861 ار پاریس به سن پترزبورگ (ارمیتاژ) انتقال پیدا می کند
ابعاد: 196* 106 سانتیمتر
در دوران قرون وسطای آغازین در شهر “ناربن” رم شخصی متولد شد به نام سباستین. او دوران تحصیل خود را در میلان گذراند. بعد از آن به رم مهاجرت کرد. به مدد توانمندی و صداقتی که از خود نشان داد مورد توجه امپراطور رم قرار گرفت و فرماندهی گارد امپراطوری به او واگذر گردید. اما بعد مشخص شد که سباستین به صورت پنهانی به مسیحیت گرویده است و به همین خاطر دو بار به اعدام محکوم شد. بار اول با تیر ( تیر کمان) به او شلیک شد که به لطف کمک مادر دوستش (ایرینا) نجات پیدا کرد. بار دوم به سنگسار محکوم شد و کشته شد.
نکته جالب در تصویر، چهره رضایتمند سباستین (علارقم شکنجه های سخت و تیر در بدن) است که نشان دهنده این است که با رضایت به استقبال مرگ می رود. زبانه های آتشی که با آسمان ابری درآمیخته و انگار زمین و زمان در حال زیر و رو شدن است و قیامتی در حال به وقوع پیوستن، عمق فاجعه را نشان می دهد(تصویر شماره 2).


بازگشت پسر ناخلف
بازگشت پسر ناخلف

بازگشت پسر نا خلف
نقاش: رامبرانت (رامبراند)
تاریخ خلق اثر: حدود 1668 میلادی
ابعاد: 262*205 سانتیمتر (جزء آثار جمع آوری شده در زمان کاترین کبیر می باشد).
داستان ‘پسر گمشده’ که ریشه در ‘انجیل’ دارد، از این قرار است’ که پسر کوچک خانواده پس از آن که سهم ارث خود را از پدر می گیرد به سرزمین دوری سفر کرده, اموالش را صرف عیاشی می کند, این در حالی است که پس از آن, قحطی بر آن سرزمین روی می آورد و پسر آن چنان محتاج می شود که آرزو دارد آنچه خوکان می خورند نصیب او شود. پس از چندی او دچار تحول روحی شده و به جانب پدر باز می گردد. پدر نیز با آغوش باز او را می پذیرد و از گناه پسر در می گذرد.
این بزرگترین اثر رامبرانت در موضوع مذهبی است. در درگاه جلو خانه چند نفر جمع شده اند. پسر نا خلف زانو زده (پشت به تصویر). پدر دستهای خود را روی شانه پسر گذاشته است. سوژه مورد نظر مخصوصا از محور اصلی صفحه نقاشی فاصله گرفته شده تا مورد توجه بیشتری قرار گیرد (نور پردازی یکی از خصوصیات بارز آثار رامبراند است که در اینجا شخصیت اصلی داستان را نورانی تر کشیده است). از نکات جالب توجه در این تصویر می توان به پسر بزرگتر (سمت راست)، کفشهای پسر (اشاره به فقر پسر، یا اینکه اشاره به اینکه فرزند به خانه باز گشته) و تصاویر در لایه دوم نقاشی ( دختری در گوشه بالا سمت چپ ) اشاره کرد.


photo_2018-12-27_11-15-12

“کیمون” و “پرو”
نقاش: پیتر پل روبنس (نقاش اسپانیایی، هلندی)
تاریخ خلق اثر: حدود 1512 میلادی
ابعاد: 180.3*140.5 (جزء آثار جمع آوری شده در زمان کاترین کبیر می باشد).
این تصویر انعکاس دهنده داستان عجیبی است.
داستان از این قرار است که “کیمون” (پیرمرد در تصویر) به حکم دادگاه روم به مرگ محکوم میشود. دادگاه دستور می دهد که هیچ غذایی به وی داده نشود تا بر اثر گرسنگی بمیرد. “پرو” دختر کیمون هر روز به ملاقات پدر می آمد و شاهد این بود که پدر ضعیف تر و ناتوان تر از روز قبل می شود. یک روز که دیگر کیمون نای تکان خوردن نداشت و چشمانش دیگر بر اثر گرسنگی چیزی نمی دید، پرو تصمیم می گیرد که با سینه های خود به پدر شیر دهد. این اتفاق چند روزی ادامه پیدا میکند تا اینکه مسئولین زندان از این اتفاق با خبر می شوند. این فداکاری حتی بر روی دادگاه قصی القلب روم هم تاثیر می گذاری و باعث می شود که دادگاه رای صادره را باطل و کیمون را آزاد کند.


photo_2018-12-27_11-15-54

مدونا با گل
نقاش: لئونادردو داوینچی
تاریخ خلق اثر: حدود 1478 میلادی
ابعاد: 50*32 سانتیمتر
“مدونا با گل” یکی از اولین آثار لئوناردو داوینچی می باشد که در سال 1941 توسط “ماریا الکساندرونا” به موزه ارمیتاژ آورده شد. این یکی از اولین تجربیات هنری داوینچی می باشد. در این اثر لئوناردو داوینچی برای اولین بار از رنگ روغن در نقاشی استفاده کرده است. کاری که تا آن زمان در فلورانس مرسوم نبوده. از نکات قابل توجه در این تصویر گلی (شبیه به صلیب) است که در دست حضرت عیسی مسیح می باشد و نگاه مسیح کوچک به این صلیب شاید اشاره به این دارد که حضرت عیسی در کودکی می دانست که قرار است به صلیب کشیده شود. این اثر در دوران خودش بسیار شهرت پیدا کرد و نقاشان زیادی از آن در نقاشی ها خود استفاده کردند. به طور مثال رافائل در نقاشی “مدونا و گل میخک” از این اثر الهام گرفته است.


فتحلی شاه قاجار
فتحلی شاه قاجار

فتحعلی شاه
نقاش: مهر علی
تاریخ خلق اثر: 1809 میلادی (ایران)
ابعاد: 253*124 سانتیمتر
تصویر متعلق به فتحعلی شاه قاجار می باشد. در دست راست او پرنده هدهد (مرغ سلیمان) نقش بسته است. بر تن پادشاه لباسی زیبایی از ابریشم به تصویر کشیده شده است که با زمرد و مروارید تزئین شده . در پشت سر پادشاه (سمت راست ) متن زیر نوشته شده است: ” سلطان فتحعلی شاه قاجار” و شعری زیر در وصف شاه نوشته شده است: “به کام خود ای پاک پروردگار … زدی نقش این نامور شهریار **** چو این آفرینش برآراستی … چنان آفریدی که خود خواستی”
لازم به ذکر است که دوران فتحعلی شاه یکی از دوران پر فراز و نشیب تاریخ روابط ایران و رسیه می باشد. و می توان گفت که دوران حکوم او شروعی بود برای تجزیه ایران و واگذاری سرزمین های شمالی و قفقاز به روسیه.


photo_2018-12-27_11-18-25 photo_2018-12-27_11-18-31

تاریخ خلق اثر: 1876 میلادی
ابعاد:73.5*63 سانتیمتر
این نقاشی سرونوشت غم انگیزی داشت. این اثر در سال 2001 از موزه ارمیتاژ به سرقت رفت.
در سال 1875 الکساندر سوم (امپراتور آینده روسیه) این اثر را برای کلکسیون شخصی خود سفارش داد. این اثر در سال 1918 به مجموعه ارمیتاژ اضافه شد.
در 22 مارس 2001 نقاشی از موزه ارمیتاژ به سرقت رفت. تلاش زیادی صرف پیدا کردن این اثر گرانقدر شد (مبلغ بیمه این اثر در سال 1995 بیش از یک میلیون دلار بود).
داستان پیدا شدن این اثر هم جالب است. در اواخر سال 2006 میلادی شخصی با دفتر حزب کمونیست تماس می گیرد و اظهار میدارد که فقط به حزب کمونیست اعتماد دارد و می خواهد چیز ارزشمندی به آنها بدهد. بعد از چند روز بسته ای که در آن این اثر ارزشمند قرار داشت به دفتر حزب ارسال می گردد.
در 29 ژانویه 2007 این اثر دوباره به موزه ارمیتاژ بازگردانده می شود. بعد از صرف زمان زیاد جهت مرمت این اثر(جناب سارق اثر را از قاب آن بریده و مثل دفتر مشقش چهار تا کرده بود!)، نهایتا در اواخر 2011میلادی در معرض نمایش عموم قرار گرفت.


photo_2018-12-27_11-19-26

مادونا لیتا
نقاش: لئوناردو دا وینچی
تاریخ خلق اثر: 1491 میلادی
ابعاد:42*33 سانتیمتر
تصویر مادری را نشان می دهد که بخشی از لباس خود را پاره کرده تا به نوزاد خود شیر دهد
از نکات قابل توجه و جالب در تصویر می توان به تابش نور از پنجره و انعکاس آن بر لباس مادر و همچنین به چهر اندوهگین نوزاد علارقم چهره رضایتمند مادر اشاره کرد
٬مادونا لیتا٬ یا ٬مادونا و نوزاد٬ توسط داوینچی به سفارش حاکم شهر میلان ایتالیا کشده شد. بعد مالکیت آن به خانواده ثروتمند و معروف ٬لیتا٬ انتقال پیدا کرد (به همین خاطر نام اثر مادونا لیتا نامیده شد) و سال 1865به همراه چند اثر دیگر به قیمت یکصد هزار فرانک به موزه ارمیتاژ فروخته شد


photo_2018-12-27_11-19-58

قربانی ابراهیم
نقاش: رامبرانت (رامبراند)
تاریخ خلق اثر: سال 1635 میلادی
ابعاد: 193*132 سانتیمتر
تصویر انعکاس دهنده داستان قربانی کردن اسحاق توسط حضرت ابراهیم برگرفته شده از کتاب عهد قدیم می باشد. این اثر توسط رامبرانت در سالهای 1630 خلق شده (دورانی که اوج رونق سبک باروک اروپایی بوده. در این دوره استفاده از موضوعات: درام، حرکات تند، نقش نور و سایه و “قربانی ابراهیم” در نقاشی ها به کرات اسفتاده می شده). در تصویر اسحاق (اسماعیل) با دستان بسته به تصویر کشیده و حالت چهره حضرت ابراهیم و هیزمی که برای تهیه آتش اماده شده نشان از آن دارد که آن حضرت در تصمیم خود کاملا مصمم بوده است. ظهور فرشته وحی چنان ناگهانی و غیر قابل پیش بینی بوده که به یکباره خنجر از دست حضرت ابراهیم رها می شود.
لازم به ذکر است که در بعضی منابع فارسی این نقاشی به اشتباه به لئوناردو داوینچی نسبت داده شده است.


فرش پازیریک
فرش پازیریک

فرش پازیریک
محل کشف: کوههای آلتای
تاریخ بافت: بین قرن پنجم و چهارم قبل از میلاد
محل نگهداری: موزه ارمیتاژ
تاریخ کشف: 1949 میلادی
ابعاد 200*183 سانتیمتر
پازیریک قدیمی ترین فرش دنیاست که متعلق به دوران تمدن پازریک (تمدنی در کوههای آلتای، سرزمینی بین قزاقستان، مغولستان و روسیه که مردمانی هندو ایرانی در آن سکونت داشتند) می باشد. در مورد محل دقیق بافت این فرش نظرات مختلفی وجود دارد. بعضی معتقدن که این فرش در آسیای میانه بافته شده. نظریه دیگر این است که این فرش توسط بومیان منطقه از روی فرش ایرانی کپی شده است. بعضی نیز معتقدند که این فرش در ایران بافته شده است. اما تقریبا تمام کارشناسان بر این باورند که طرح فرش ایرانی است. این فرش هم اکنون در ساختمان اصلی (قصر زمستانی) موزه ارمیتاژ نگهدای می شود.